الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

191

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

دارد وى نغمه و آواز كنيزكان را مىشنيده چنان‌كه سخن او نيز دليل بر همين معناست آن جا كه مىگويد : من به آواز آنان گوش فرامىدهم . بنابراين ، حديث ياد شده همان‌گونه كه پوشيده نيست هيچ‌گونه دلالتى بر اختصاص تحريم غنا همراه با چنگ و دف ندارد بلكه پرسش از دو مطلب صورت گرفته كه پاسخ ، ناگزير بايد تحريم و نهى از غنا باشد چنان‌كه در روايت آمده است و خود ، اعتراف دارند كه غنا در غيرصورت ياد شده ، تحقق مىيابد ولى گاهى آن را مردود مىدانند و گاهى بدان اعتراف دارند و اين عمل همان‌گونه كه ملاحظه مىكنيد به اين‌سو و آن سو پرسه زدن است . با اين‌كه روايت ، حاكى از همراه بودن غنا با چنگ و دف نيست . بنابراين ، ديگر آلات لهو و لعب با آن همراه است كه صوفيان قائل به چنين چيزى نيستند ، پس اختصاص تحريم غنا به جايى كه همراه با چنگ و دف باشد ، چه مىشود ؟ و اگر آن را از باب حمل مطلق بر مقيّد بگيريم ، فساد و بطلانش بر كسى پوشيده نيست و اگر آنان چنين موردى را يادآور نشده بودند ، متعرّض شدن به آن شايسته نبود زيرا در اين مسأله شبهه‌اى سزاوار پاسخ وجود ندارد و در تمسّك و پاىبندى به چنين امورى از ناحيهء آقايان ، بيش‌از اين جاى شگفتى نيست . 5 - كلينى از ابو ايّوب خزاز روايت كرده كه گفت : پس از ورود به مدينه حضور امام صادق عليه السّلام شرفياب شديم ، امام عليه السّلام فرمود : « اين نزلتم ؛ در منزل چه كسى فرود آمديد ؟ » عرض كرديم : فلان شخص كه كنيزكانى خواننده دارد . حضرت فرمود : « كونوا كراما ؛ بزرگوارانه عمل كنيد » ما منظور امام عليه السّلام را متوجه نشديم بار ديگر خدمت ايشان شرفياب شديم و مقصود وى را جويا گشتيم . حضرت فرمود : « اما سمعتم اللّه يقول : وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً ؛ « 1 » هنگامى كه با لغو و بيهودگى برخورد كنند ، بزرگوارانه از آن مىگذرند 6 - نيز از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « من انعم اللّه عليه بنعمة فجاء عند تلك النعمة بمزمار فقد كفرها و من اصيب فجاء عند تلك المصيبة بنائحة فقد كفرها ؛ « 2 » اگر كسى كه از ناحيهء خداوند به نعمتى دست يافته در كنارش آلت ساز و آوازى به خانه آورد در حقيقت كفران آن نعمت كرده است و كسى كه به مصيبتى دچار گردد و در آن نوحه‌كنندهء زن به

--> ( 1 ) . كافى ج 6 ، ص 432 . ( 2 ) . همان ، ص 432 - 433 .